کافه فرزانگان

کاش آن قدری دانش داشته باشیم که جرئت کنیم"بشنویم"

کافه فرزانگان

کاش آن قدری دانش داشته باشیم که جرئت کنیم"بشنویم"

بازنشر نوشته ها نگارنده را خوشحال میکند؛ نیازی به اجازه نیست :)
فقط اگر جایی نوشتیدشان آدرس بدهید که بروم و بخوانم و ذوق زده بشوم :)

محبوب ترین مطالب
دوشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۴۷ ب.ظ

زمستانِ سرد


بسم الله...

سلام!

+

اگر بخواهم از این روزهایم بنویسم باید هارد یک ترای خانه را بزنم به کامپیوتر و حتی نگران پر شدن ش باشم.

خسته ام.

راستش از دنیای بیرونِ فرزانگان خسته ام و همه چیز این خستگی را اضافه می کند. و همه چیز این خستگی را هل می دهد توی چشمانم.

چشمانی که آشناها را نمی بیند.

هرچند حراست دانشگاه شریف همین طوری و بدون کارت راهم می دهد اما همیشه که نمی توان جلوی ساختمان ابن سینا دنبالِ آشنا گشت. همیشه که نمی توان اشتباهی رفت سلف اساتید دانشگاه شریف و بعد برگشت و مسیر درست را انخاب کرد. همیشه که نمی توان آب طالبی و موز شکلات را با هم قاطی کرد و نشست دور حوض و به این فکر کرد که چه طور می شود امتداد آب فواره ها را هم رس کرد.

همیشه که نمی شود با فائزه رفت نخلستان.

همیشه که نمی شود به دوست های جدیدِ نونا حسودی کرد.

همیشه که نمی شود زنگ زد به زهرا و چرت و پرت گفت.

همیشه که رومینا را نمی توان کشید تا گلزار.

همیشه که کلاست توی دانشکده ی ریحانه تشکیل نمی شود.

از دنیای بیرونِ فرزانگان خسته ام.

از پسرهای بین دانشکده ی صنایع و ریاضیِ شریف خسته ام.

از دانشگاه های دور از هم خسته ام.

از مسیرهای طولانی و ایستگاه متروی حبیب الهی و قلهک و ایستگاه بی آرتی دانشگاه تهران و خیابان ظفر خسته ام.

از جا به جا کردن کیف خسته ام.

از "خوبم" گفتن های الکی، از آدم های فِیکِ اینستاگرام که به خودشان جرئت هر کاری را می دهند و تو را احمق می بینند، از معلم هایی که نمی شناسندت، از، از، از...

دلم برای فرنوش تنگ می شود و زنگ می زنم که بیا دم دانشکده تان که آمدم.

دلم برای نونا تنگ می شود و می روم و از پشت شبیه دیوانه ها توی سلف چشم هایش را می گیرم.

دلم برای پگاه تنگ می شود و زنگ می زنم که بیا مهمانم کن.

دلم برای آشکار تنگ می شود و تولدتش را بهانه ی دیدنش می کنم.

دلم آن قدری تنگ می شود گاهی که مراعات و آداب و وقار را می گذارم کنار و توی محوطه ی شریف می دوم که زودتر برسم به عزیزی که منتظرم است و داد بزنم: " دلم برات یه ذره شده بود."

روزهایی که باران می گیرد نگاه آسمان می کنم و به فکر حلقه ام.

شال گردن هایم را از کمد در آورده ام و گذاشتم شان جلویم.

پوست کلفت بازی در میاورم که "حله" و "مشکلی نیست." اما بی محلی مهرخ آن قدر دلم را تنگ تر می کند که شش روز بعد دوباره بروم پیششان.

نبودنِ سحر توی دانشگاه کارم را به گرفتنِ آدرسِ خانه شان می کشاند.

"کاش بودی" هایم که دلیور نمی شود عصبانی می شوم.

تهران دوباره دارد سرد می شود.

هواشناسی هشدارِ یک زمستانِ سرد را داده.

و من هنوز دلم به شال گردنِ آبیِ قدیمی و سوغاتِ مشهدِ مهرخ و هنر دستان هدی و یادگاریِ مهسا و مهتاب و شالِ شبیه چفیه ام گرم است. که زمستانِ امسال قرار است خیلی سرد باشد...

 

پ.ن یک:

ببخشید که این روزها همه ی این صفحه ی مجازی را پر از غُرهای شخصی کرده ام و اعصاب همه را خرد.

پ.ن دو:

هیئت حضرت زینب...

نقطه.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۷
فاء

نظرات  (۵)

دلتنگی .... :| 
دنیای بیرون فرزانگان ک دنیا نیست ...
بارون بدون فرزانگان بارون نیست ...
تولد بهترین دوستا ک بدون فرزانگان تولد نیست ...

مرده های متحرکی شدیم ک هرروز سوار 
مترو و بی ار تی و تاکسی میشن و جسم بی روحشونو
میبرن ب جاهایی ک حتی اگر آشنایی هم ببینن 
اثری از احساس تعلق خاطر نیست ...

من 
یک ماهی هست ک 
احساس بی هویتی میکنم ...
ک تمام قشنگی های این دنیای جدید 
برام ترجمه نشدس ‌...
و همش فکر تموم شدنشم 
درحالیکه تازه شروع شده :| ...
پاسخ:
تازه شروع شده...
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۵۲ ساکن (میم‌سین)
این اتمسفر چیزی که وقتی درش هستیم حرصمان می دهد و انگار درش که نباشیم، دقمان...
پاسخ:
...
امروز فهمیدم که یکشنبه اومدی واسه تولد آشکار دلگیر شدم که چرا نگفتی. به دوستای جدید من حسودی میکنی؟ من دوست جدیدی ندارم. دارم از احساس تنهایی می میرم می خوام بشینم یه گوشه فقط گریه کنم به حال خودم...
هیئت میثاق با شهدای امام صادق رو نمیای امسال؟
 اگه زنگ نمیزنم بی محلیم نیس نمیخوام مزاحمت باشم چون من همش عصرا میرسم خونه
پاسخ:

قرارم به اومدن نبود. همون قضیه ی یکهویی بود صرفا.

قسمت نیست امسال. شاید خانواده از فردا ببرندم هیئت هنر. خیابون ولیعصر.

حله رفیق :)

تازه زمستون سرد می‌شه
زمستون سال بعد سردتر.

هنوز گرم‌یم..
پاسخ:
هر سال سرد تر...
بیا گم نکنیم همو..
حرف دل....
پاسخ:
...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی