کافه فرزانگان

کاش آن قدری دانش داشته باشیم که جرئت کنیم"بشنویم"

کافه فرزانگان

کاش آن قدری دانش داشته باشیم که جرئت کنیم"بشنویم"

بازنشر نوشته ها نگارنده را خوشحال میکند؛ نیازی به اجازه نیست :)
فقط اگر جایی نوشتیدشان آدرس بدهید که بروم و بخوانم و ذوق زده بشوم :)

بایگانی
محبوب ترین مطالب
شنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۵۵ ق.ظ

روزهای آخرِ نود و پنج و برآوردش

بسم‌الله...

سلام!

+

یکی از روزهای پیش‌دانش‌گاهی بود و رفته بودم فرهنگیِ مدرسه. وسطِ بحث رسیدم و همان وسط هم موردِ مثال واقع شدم! خانم محمدی گفتند: " مثلا همین رحمانی رو می‌بینی؟ این قطعا الان داره کارهای کم‌تری می‌کنه نسبت به وقتی که کنکورش رو داده باشه. "


چند روز قبل این جمله یادم افتاد.

نشستم و لیست کردم کارهایم را؛


- یک -

نقش‌م توی خانه بسیار پررنگ‌تر شده.

بخشِ عمده‌ی کارِ خانه و خواهرم را من انجام می‌دهم. کارهایی شبیهِ کاردستی و دیکته و مرتب‌کردنِ خانه و اتو و غذا پختن و لباس شستن و غیره!

من، زمانِ بیش‌تری را نسبت به مادرم توی خانه هستم و البته که وقتی او می‌تواند کارهای مهم‌تر و به‌دردبخورتری بکند چرا باید زمین را دستمال بکشد؟!


- دو -

توی اتاق‌فکرِ لیگ علمیِ دانش‌آموزیِ مباحثه هستم و یک سری کارِ اجرایی هم می‌کنم. 

البته که زیاد وقت‌م را نمی‌گیرد فعلا اما یک خوبیِ بزرگ دارد؛ این‌که دارم اسپانسرینگ یاد می‌گیرم به صورتِ جدی و بودجه گرفتن طبقِ بخش‌نامه و ماده و بندهای قانون!

یک سازمان در اندازه‌ی کوچک و همه‌ی چالش‌هایش.


- سه -

مطالعات‌م جهت‌دارتر شده‌اند.

به صورتِ جدی فلسفه می‌خوانم و تاریخ علم. 

فیلم دیدن‌هایم بیش‌تر طول می‌کشد.

و لیستِ دیده‌ها و خوانده‌هایم بسیار پراسم‌تر شده توی این یک سالِ اخیر.


- چهار -

به صورتِ مقطعی توی مدرسه‌ها درس می‌دهم.

آن روز داشتم مدرسه‌ها را برای خودم دسته‌بندی می‌کردم و به این نتیجه رسیدم که من توی سه دسته مدرسه کار می‌کنم: دلی‌ها، تجربه‌ای‌ها و پول‌بده‌ها! که گروهِ آخرِ شاملِ مدارسِ غیرانتفاعیِ پول‌دار می‌شوند که کم‌بودِ مالیِ آن دو گروهِ دیگر را تامین می‌کنند :))


- پنج -

هنوز هم می‌نویسم؛ ولی بسیار کم.

و این برای من خیلی ناگوار است که بلاگ‌نویسی و یادداشت‌های شخصی‌ای که برای خودم می‌نوشتم دچارِ توقفِ معناداری شده.

اگر فشارِ ددلاین (deadline) نباشد اصلا دست‌م به کی‌بورد و مدادم نمی‌رود..


- شش -

آن پروژه‌ی بازبینیِ کتب درسی هنوز ادامه دارد و الان به بهانه‌ی همان پای کامپیوتر نشسته بودم و این پست را هم لابه‌لایش نوشتم.

احتمالا این سری را که تحوی بدهم، یک ماهی مرخصی می‌گیرم! ( با حقوق ترجیحا :)) )


- هفت -

درگیرِ مطالعاتِ تخصصیِ رشته‌مان شده‌ام.

کاملا جهت‌دار و هدف‌مند جلسه‌هایی داریم حولِ دغدغه‌هایمان توی دانش‌گاه.

کمی بیش‌تر درگیرِ دانش‌گاه شده‌ام.


- هشت -

این بیست و دو واحدِ درسی هم تا حدِ خوبی از وقت‌مان را می‌گیرد.

به اضافه‌ی هفته‌ای چهارواحد هم طرحِ مطالعاتیِ کتاب‌های شهید مطهری!

و پروژه‌ی آن استادی که ترمِ پیش از تحقیق‌ش گفتم این ترم سخت‌تر شده و حقیقتا هنوز ایده‌ای برایش ندارم!

یک جلسه‌ی بارش فکری با نونا بگذاریم توی شریف :))

( با حضورِ افتخاریِ زهرا و رومینا :)) )


این کارهای ادامه‌دار و مستمرم هستند.

کارهایی هم پیش می‌آید که این روزها تعدادشان بیش‌تر شده: کارگاه هنری، سمینارِ علوم و فنون، کارگاه علوم، فرزکاپ و چیزهای این شکلی.

و اضافه کنید به این‌ها یک چیزی را:

با شروعِ ترمِ جدید، چندتایی دوست توی دانش‌گاه پیدا کرده‌ام.

و این نسبتا برایم خوشایند است :)



پ.ن مهم و ضروری(!) :

در فقرِ فیلمی به سر می‌بریم!

دوستان لطفا تامین‌مان کنند!


پ.ن دو:

دوستانِ مدرسه‌ای و کنکوری نخوانند ولی بقیه بدانند و آگاه باشند که زندگیِ بعد از کنکور کاملا مشابهِ قبل از آن است.

حتی شاید شلوغ‌تر.

چیزی قرار نیست تغییر بکند مگر آن که خودتان تغییر بکنید.

مگر این که خودتان همت بکنید.

مثلا اگر شبیهِ من باشد زندگی‌تان، ممکن است فردا زمانِ حرکتِ کاروانِ اردوی جنوبِ دانش‌گاه باشد و شما در حالِ نوشتنِ این پست باشید..

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۱
فاء

نظرات  (۲)

ُسلام
خیلی خوب بود این جمله: چیزی قرار نیست تغییر بکند مگر آنکه خودتان تغییر کنید
کاش همه ی بچه های کنکوری متوجه این موضوع میشدن
 یه سوال: شرح حال نویسی ، نه فقط  از جهت ثبت خاطره، شرح حال نوشتن، برای رسیدن به موضوع مد نظرمون، مثلا میشه اسمشو گذاشت شرح حال نوشتن موضوعی یا جهت دار
استعداد خاص میخواد؟ تواناییشو میشه با مطالعه کسب کرد؟ 
و چه کتابایی...
پاسخ:
و علیکم السلام.
متاسفانه کنکور اون قدری توان رو می‌گیره که وقتی برای فکر کردن نمی‌مونه..
من دقیقا متوجه نشدم که منظورتون چی‌ه از این شرح‌حال‌نویسی ولی تجربه‌ی زیسته‌م می‌گه که نوشتن اصولا هم‌بستگیِ زیادی با استعداد نداره. کتابِ خوب خوندن و فیلمِ خوب دیدن بسیار مفیدتر از استعداده. 
برای نوشتن، رمان بسیار گزینه‌ی مناسبی‌ه. از نویسنده‌های مختلف بخونید که سبک مورد علاقه‌تون رو پیدا کنید و کم کم ناخودآگاه نوشتن‌تون شبیهِ اون می‌شه. 
رمان‌های آقای امیرخانی، شجاعی، ضابطیان، جورج اورول، داستایوفسکی، ویکتور هوگو و بقیه. خدا خانه داردِ خانم شهیدی هم به لحاظِ داستان کوتاه بودن خوب‌ه. یه لیستِ صدتایی از رمان رو آقای امیرخانی توی سایت‌شون گذاشتن. اون هم بتونه کممکِ زیادی بکنه احتمالا.

من اگر اون قدری که این مطالعه‌ها رو می‌کنم، درس می‌خوندم الان به جاهای خوبی توش رسیده بودم حقیقتا!
رمان و داستان خوندن بسیار اثرگذاره.
بسیار انگیزشی !!!
ممنون !
پاسخ:
کاش آشنا بودید و البته بلاگ لحن داشت که می‌دونستم چه جوری باید جواب بدم..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی