کافه فرزانگان

کاش آن قدری دانش داشته باشیم که جرئت کنیم"بشنویم"

کافه فرزانگان

کاش آن قدری دانش داشته باشیم که جرئت کنیم"بشنویم"

بازنشر نوشته ها نگارنده را خوشحال میکند؛ نیازی به اجازه نیست :)
فقط اگر جایی نوشتیدشان آدرس بدهید که بروم و بخوانم و ذوق زده بشوم :)

بایگانی
محبوب ترین مطالب
جمعه, ۱۵ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۱۴ ق.ظ

پراکنده‌های دی ماه!

بسم‌الله...
سلام!
+
این پست هم یک پراکنده‌ی دیگر است. شبیهِ آن چیزهایی که توی دورانِ پرکامنتِ این بلاگ می‌نوشتم!
+
امروز برخلافِ رویه‌ی این چند وقت‌م داشتم کامنت‌های این‌جا را مرور می‌کردم و یادم افتاد که چه اوضاعی داشتیم!
چه‌قدر آدمِ جدید شناختم به واسطه‌ی همین کافه‌ی کوچک.
چه‌قدر دغدغه‌ام بود نظرهایش - و البته که هنوز هست :) -
قبل‌ترها نزدیک‌تر نبودیم..؟
+
باید بگویم که بله خانمِ رجبی!
آقایانِ هم‌دانش‌گاهی با بقیه فرق دارند!
یک سال و نیم گذشته و من هنوز مراعات‌شان را راجع به ایموجی کرده‌ام :))
البته که هنوز به قانون‌م درباره‌ی نوشته‌ها و پیام‌های خودم پای‌بندم!
ولی شما این مورد را درست می‌گفتی!!
چه‌قدر من زدم توی ذوقِ نخبه‌های دانش‌گاه‌تان :))
+
خیلی جدی دارم به کار توی راه‌نمایی‌ فکر می‌کنم.
و البته که حسینیه کودک؛ از همان محلِ کارهای ایده آل.
+
بگذارید یک آیه‌ای را با شما به اشتراک بگذارم.
آیه‌ای که حسابی می‌ترساندم. خیلی بیش‌تر از آیاتِ عذابِ مرسوم برایم ملموس است و دردناک..

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا
مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ
فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ
یُحِبُّهُمْ
وَیُحِبُّونَهُ
أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ
أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ
یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ
وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ
ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ
وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ

 
ﺍی ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ !
ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺩین‌‌ش ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ [ ﺯﻳﺎنی ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﻰ‌رﺳﺎﻧﺪ ] ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺩی ﮔﺮﻭهی ﺭﺍ می‌آﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ مومنان ﻓﺮﻭﺗﻦ‌اﻧﺪ ،
ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﻭ ﻗﺪﺭت‌مندند ،
هم‌وﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺟﻬﺎﺩ ﻣﻰ‌کنند،
ﻭ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻫﻴﭻ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻛﻨﻨﺪه‌ای نمی‌ترسند .
ﺍﻳﻦ ﻓﻀﻞ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ می‌دهد.
ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻋﻄﺎﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ.

قومی را می‌آورد که دوست‌شان دارد..

 گاهی بنشینیم و خودمان را‌ با آن‌ها که خداوند دوست‌شان دارد مقایسه کنیم..

ای مردم!
شما می‌توانید اهلِ ایمان باشید و خدا دوست‌تان نداشته باشد و خدا را دوست نداشته باشید..

" کاش علی نفرین نکند.. "
+
دارم آنه شرلی می‌خوانم.
مجموعه‌ای هشت جلدی که از اولِ فرجه‌ها شروع‌ش کردم.
جلدِ اول، ماجرای همان انیمه‌ای است که تقریبا همه‌مان دیده‌ایم.
الان وسطِ جلدِ دوم‌ام.
و تجربه‌های معلمیِ آنه شرلی‌ای که از همان ده یازده سالگی عجیب با او احساسِ نزدیکی می‌کردم :)
باقیِ جلدها را هم گزارش می‌کنم ان‌شاءالله :)

+
خودم واحد کم دارم، یک دوره‌ی دو واحدیِ علوم شناختی را هم شروع کردم و هرچه از جذاب بودن‌ش برایتان بگویم کم گفتم!
به‌م اجازه می‌دهد که دوباره خلاقیت‌م را به کار بیندازم و به سئوالاتِ جنی‌ام فکر کنم و صد البته که استادی پیدا کردم که می‌توانم از او بپرسم‌شان!
من چه شادم این ترم!
+
یک گروهی توی دانش‌گاه داریم که کارش پیش‌نهادِ برنامه‌های مطالعاتی برای یک گروهِ بزرگ‌تر است و البته طرحِ ایده‌هایی که این طرح‌های مطالعاتی را جذاب‌تر بکند.
من دوباره افتاده‌ام روی دورِ ایده‌پردازی!
و وقتی توی گروه شروع به حرف زدن می‌کنم الهام باید با بیل خاموش‌م‌کند :))
اگر‌ دوستانِ آن گروه بدانند که چه‌قدر مرا یادِ مسابقه علمی‌های راه‌نمایی‌ام می‌اندازد این بارشِ فکری‌ها، می‌گذارند هی برایشان تئوری بدهم!
+
حقیقت‌ش را بخواهید یک مدتی بود که دیدنِ ادبیاتِ زمین تا آسمان متفاوتِ آدم‌ها توی محیط‌های واقعی و مجازی‌شان  دیوانه‌ام کرده بود!
حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم خودم هم تا حدودی این شکلی هستم!
" عیبِ رندان مکن ای زاهدِ پاکیزه‌سرشت‌"طور!
اصلاح کن خودت رو رحمانی!
+
خوش‌حال‌ام؟
بله!
به طرزِ عجیبی خوش‌ام و نمی‌دانم این آرامشِ قبل از کدام طوفان است!
خداوند خودش رحم کند!
+
و اما فیلم!
هانگر گیمز ها را تمام نکرده بودم. این ماه آن‌ها را دیدم.
پسنجرز و مستر چرچ و دانکرک و پرستیژ و ممنتو.
و حالا هم بعد از بارها تلاشِ ناموفق، بالاخره دارم هاوس آو کاردز می‌بینم!
احتمالا اواخرِ بهمن تمام‌ش کنم.
+
یک چیزی راجع به آنه شرلی بگویم و تمام!
وقتی حینِ درس خواندن و ارائه دیدن و دغدغه‌ی امتحان‌ها را داشتن، کتاب می‌خوانی عاشقانه‌هایت این شکلی می‌شود:
" گیلبرت بلایتِ منی! "
البته که هنوز با گیلبرت هم‌کلاسی نبوده‌ام؛
چه برسد به آن که آقای فلیپس مجبورمان کرده باشد برای تنبیه کنارِ هم بنشینیم !
و البته که هنوز به‌م نگفته "هویج"!
و البته که نمی‌دانم می‌شود گیلبرتی پیدا کرد یا نه!
حرف‌های پراکنده‌ی این ماه‌م تمام شد!

موافقین ۱ مخالفین ۱ ۹۶/۱۰/۱۵
فاء

نظرات  (۳)

کتاب خواندن در فرجه کار جالبیه که از هر کسی بر نمیاد.
پاسخ:
در انتهای امتحان‌ها کارنامه‌ی خود را منتشر می‌کنم که جزای این کار را همه‌گان ببینند!
این حقیقت که هر چی سن افزایش پیدا کنه، گل افراد بیشتر ثبات پیدا میکنه رو که منکر نمیشی ؟
یعنی مثلا تاثیر پذیری کودک شش ساله با بچه های راهنمایی فرق داره. بعد در این حین چیزی که من رو به شخصه می ترسونه اینه که آدم های صفر کیلومتر خیلی با احتیاط و شناخت ویژه باید وارد این فضاها بشن. 
برخلاف علاقه ی من، حضور در متوسطه دوم حکم شدست حداقل به من ! 
گفتم شاید ب این مسئله فکر کرده باشی مارم راه بندازی 
پاسخ:
چندین بار کامنت‌تون رو خوندم و به خاطرِ پراکندگیِ ذهن و نوشته‌م متوجه‌ش نشدم تا همین الان!
قطعا چیزی که می‌فرمایید درست‌ه. تاثیرپذیریِ یه بچه‌ای که توی سنین پایین‌تر هست‌ش خیلی بیش‌تره و اثری که مربی روش می‌گذاره عمیق‌تر.
حرفی که راجع به احتیاط می‌فرمایید هم کاملا درست‌ه.
شخصا این قضیه که مسئولِ یه سری بچه باشم من رو می‌ترسونه؛ حتی اگه اون بچه‌ها رو قرار باشه فقط از خیابون رد کنم و هر کدوم‌شون ۱۸ سال‌شون باشه!
من به یه چیزی خیلی معتقدم؛ اون هم شاگردی کردن‌ه. به نظرم یه استاد و الگو پیدا کردن و از روی دست‌ش مشق‌ها رو تمرین کردن بیش‌تر از چندسال درس خوندن جواب می‌ده.
الان دارم این کار رو می‌کنم.
و البته که کارهای مقطعی توی دبیرستان‌های مختلف انجام می‌دم.
ولی خب این انگیزه‌ رو هم نمی‌تونم کتمان بکنم که به خاطرِ همین تاثیرپذیریِ بیش‌تره که کار توی مقاطعِ پایین‌تر رو ترجیح می‌دم.
آدمِ صفر کیلومتر اگه یه دوره‌ای شاگردی کنه به نظرم کم‌کم می‌تونه واردِ این حوزه‌ها هم بشه؛ هرچند که توی هر زمان و زمینه‌ای باید نهایتِ دقت رو کرد..

حرفی از تلمذ و شاگردی کردن نزده بودی تو نوشته ها ...
کمی آسوده خیال تر گشتم ;)
پاسخ:
من اگر کلی دانش داشته باشم و کلی هم شاگردی کنم بازهم برام عجیب‌ه معلمی! دیگه بدونِ این‌ها که هیچ‌چی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی