بسمالله...
سلام!
+
چند روز بیشتر نمانده تا عید غدیر.
چهقدر خوب است که اگر برایمان مهم است یک کمی این چیزها، حداقل اطرافیانمان را توی روزِ عید خبر کنیم.
مثلا خردهریزهای دوستداشتنی را با یک جملهی تبریکِ عید را با خودمان ببریم درِ خانهی همسایهها و با روی باز عیدمبارکی بگوییم.
همهمان لباسِ تمیز بپوشیم و یک کاری برای خانهمان بکنیم. شاید در حدِ یک کیک پختن که از دستِ همهمان برمیآید. به کوچکترهایمان عیدی بدهیم و چیزهای این شکلی.
اگر کسی کارِ دیگری به ذهنش میرسد اعلام کند :)
پ.ن یک:
همان روزِ اول و توی زیارتِ اول، همان گوشهی صحنِ انقلاب، آن دو رکعت نماز زیارتِ نیابی را خواندم :)
پ.ن دو:
همانقدری که یک روزهایی حالم بد میشود از اوضاعِ بدِ دنیا وقتِ دیدنِ یمن و سوریه و حتی روستاهای خودمان و اوضاعِ آب و گازشان، روزهای چهارشنبه حالم را خوب میکنند...
چهارشنبههای اولِ ماه را میروم هیئتِ عقیله ی دبیرستانِ دوستداشتنیمان،
چهارشنبههای دوم، نشستِ فرهنگی مذهبیِ امامجواد (ع)، خانهی خانم محمدی،
چهارشنبههای سوم هم مجلسِ حضرت زینب (س)، خانهی خانم مسعودشاهی.
همین روضههای خانگی، تمامِ انرژیِ ماه را تامین میکند - بیتعارف -
بعدنوشت:
این هم ایدهی ما؛ وقتی اجرایی شده :)