کافه فرزانگان

کاش آن قدری معرفت داشته باشیم که جرئت کنیم بشنویم

کافه فرزانگان

کاش آن قدری معرفت داشته باشیم که جرئت کنیم بشنویم

بازنشر نوشته‌ها نگارنده را خوش‌حال می‌کند؛ نیازی به اجازه نیست.
فقط اگر جایی نوشتیدشان آدرس بدهید که بروم و بخوانم و ذوق زده بشوم.

بایگانی
چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۰، ۱۲:۰۴ ق.ظ

مرگ‌های شیرین و خواستنی

بسم‌الله...

سلام!

+

قسم به روزگارِ رسیدن به جمله‌ی «دیگه خسته شدم. بس‌ه.»

قسم به روزگارِ رسیدن به مرگ‌های شیرین.

 

این روزها به یک سری تمرین عملی فکر می‌کنم. به تکلیف داشتن. به «اذا فرغت فانصب».

 

پ.ن یک:

داشتم به فرآیند درمان فکر می‌کردم. درمان شاید عرضه‌ی خودِ واقعی به دیگری باشد، برای رسیدن به خودِ ایده‌آل. و من چند وقتی است به آن دیگری فکر می‌کنم. به دیگری‌ای که کاش می‌دیدم‌ش. به دیگری‌ای که کاش می‌شد خودم را به او عرضه کنم.

چه بسا این بار، بعد از «دیگه خسته شدم» برسم به برنامه‌ریزی مرگ‌های خودخواسته.

استقبال از مرگ لحظه‌ها و فرصت‌ها برای رسیدن‌های شیرین.

 

پ.ن دو:

در مسیرم الحمدلله.

با هیئت عقیله‌ی عشق.

برای دیدن ماه.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۰/۰۹/۱۰
فاء

نظرات  (۱)

۱۳ آذر ۰۰ ، ۲۳:۲۰ فاطمه امیرخانی

سلام برسون، بگو فاطمه خیلی دوستون داره، همین‌.

پاسخ:
فاطمه
علاوه بر این که این‌جا گفته بودی، توی زیارتی که بعد از هیئت مجازی رفتم یادم اومدی اساسی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی