کافه فرزانگان

کاش آن قدری معرفت داشته باشیم که جرئت کنیم بشنویم

کافه فرزانگان

کاش آن قدری معرفت داشته باشیم که جرئت کنیم بشنویم

بازنشر نوشته‌ها نگارنده را خوش‌حال می‌کند؛ نیازی به اجازه نیست.
فقط اگر جایی نوشتیدشان آدرس بدهید که بروم و بخوانم و ذوق زده بشوم.

بایگانی

بسم‌الله...

سلام!

+

یادواره‌ی سفر کربلای هیئت عقیله‌ی عشق(س)


زائرِ رند حاجت‌ش این است:

مرده آید، شهید برگردد...


-آقای احمد بابایی-


پ.ن:
عکس را به وقتِ چهلمین روز از آخرین زیارت بچه‌های هیئت گرفتم در نمازخانه‌ی فرزانگان یک. الحمدلله بابت این که خدا به‌مان لطف می‌کند و اجازه می‌دهد که هر از گاهی از این مراسم‌ها راه بیندازیم توی مدرسه. لا موثر فی الوجود الا خودِ تو خداوند. تاثیر بده به کارِ ما :)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۸ ، ۱۳:۱۴
فاء

بسم‌الله...

سلام!

+

حدود یک ماهِ پیش ایمیلی از طرف بنیاد آمد.

ثبت‌نام کردم.

و واقعاً توقعی نداشتم از شرکت در برنامه‌.

یک‌شنبه ساعت ۱۰ صبح پیامک بنیاد آمد که تشریف بیاور و کارت‌ت را تحویل بگیر!

(این بار، از آن دفعاتی بود که لذت یک چیز این قدر می‌چسبید به جان‌م. کارت را با هیچ توصیه‌ و واسطه‌ای نگرفته بودم.)

+

چهارشنبه، ۱ خرداد رفتم حسینیه‌ی امام خمینی(ره).

زود رفته بودم و برای نشستن حق انتخاب نسبتاً گسترده‌ای داشتم؛ روی صندلی، کنار ستون و...

نشستم جایی که به‌ترین زاویه را داشته باشد. - هرچند ۴ ساعت نشستنِ مداوم جایی که پشتی ندارد سخت بود.-

رفته بودم که فقط تماشا کنم.

فقط نگاه کنم و تصویرها را به خاطر بسپارم.

رفتم که نگاه‌م برای یک سال منور شود.

و شد...


پ.ن یک:

بله!

در یکی از مهم‌ترین دیدارهای زندگی‌م عینک‌م را جا گذاشتم خانه و کل مراسم چشم چپ‌م را بسته بودم و سعی داشتم با چشم راست‌م ببینم!

پ.ن دو:

عجب روزی شدی ۱ خردادِ عزیز.

عجب روزی!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۸ ، ۰۰:۴۲
فاء

بسم‌الله...

سلام!

+

پنج سال است هیئت داریم. جایی برای دوران دانش‌جویی‌مان و برای آن که دست‌مان از ریسمانی که به سختی پیدایش کردیم و گرفتیم‌ش جدا نشود. عقیله‌ی عشق(س)، پنج سال است توی چهارشنبه‌های اولِ هر ماهِ من است.

حالا هیئت آن‌قدری ما را بزرگ کرده که برویم و در سرزمین طف برگزارش کنیم.

هیئت ده روز دیگر عازم کربلاست.


امروز صحاح به‌م زنگ زد و گفت مسئول بخش صوتیِ سفرم.

دل‌م رفت برای همین مسئولیت کوچک.-ممنون‌ام که این وسط من را هم آدم حساب کردید حضرت عقیله-

حتی وقتی این بار هم‌راهی‌شان نکنم...



پ.ن:

ای صبا ای پیک دورافتادگان

اشک ما بر خاکِ پاک او رسان 


-اقبال لاهوری-

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۲۸
فاء

بسم‌الله...

سلام!

+

اردی‌بهشت ماه، کتاب بخرید؛ در طول سال بیش‌تر!

از نمایش‌گاه، کتاب بخرید؛ از کتاب‌فروشی‌ها بیش‌تر!




#مانیفست_نمایش‌گاه‌گردی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۲:۰۳
فاء

بسم‌الله...

سلام!

+

من به واسطه‌ی رفت‌وآمدم توی مدرسه و گاهی مشق معلمی کردن و هیئت عقیله‌ی عشق دوستانِ دانش‌آموز زیاد دارم. تعداد خوبی‌شان دهه‌ی هشتادی اند.

اولین برخوردم باهاشان برمی‌گردد به سفر مشهد هیئت عقیله‌ی عشق. به خاطر این که یک سال مسئول برگزاری بازارچه‌شان بودم، بچه‌های هیئت به این نتیجه رسیدند که من مسئول یک گروه‌شان باشم.

تجربه‌ی سخت ولی عزیزی بود.

حالا بعد از کمی بیش‌تر از یک سال وقتی جنسِ دغدغه‌هاشان، نوع نگاه‌شان به مسائل، شوق‌شان برای اصلاح جامعه را می‌بینم توی دل‌م قند آب می‌شود و برق چشمان‌م بیش‌تر می‌شود.

حالا وقتی ازم راجع به انتخاب رشته سئوال می‌پرسند و می‌برم‌شان دانش‌گاه، وقتی مسئولیت‌هایم را تک به تک به‌شان واگذار می‌کنم و بابت‌شان مطمئن‌ام، وقتی می‌ایستم و از دور نگاه‌شان می‌کنم به خودم افتخار می‌کنم که دوست‌شان هستم.

این حرف‌ها را به خودشان نزده‌ام. شاید روز جشن فارغ‌التحصیلی‌شان -اگر دعوت‌م کنند.- بروم بالای سن و این حرف‌ها را برایشان بخوانم.

این چند سال روزهایی شد که دنیا چهره‌اش را برایم خاکستری کند و طاقت‌م را طاق.

ولی چند وقتی می‌شود که وقتی زهرا را می‌بینم که مسئول جشن نیمه‌ی شعبان شده و وقتی کوثر را می‌بینم که چای می‌ریزد و وقتی شادی را می‌بینم که متن می‌خواند و وقتی نگار را می‌بینم که شربت را هم می‌زند و وقتی یاسمین را می‌بینم که اوریگامی درست می‌کند و وقتی پریا را می‌بینم که عکس می‌گیرد، انگاری به مرحله‌ی یک‌پارچگی اریکسون رسیده باشم.


می‌خواهم یک اعترافِ سخت بکنم!

شماها، همه‌تان، شبیه خواهرهای من شدید. یک‌جاهایی حتی خواهرهای بزرگ‌ترم.

یک روزی حتماً به‌تان می‌گویم که وجود شما من را به ظهور امیدوارتر می‌کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۱:۵۷
فاء

بسم‌الله...

سلام!

+

خابَ الوافِدُونَ عَلى‏ غَیْرِکَ،

نومید شدند آنان که بر دیگرى‏ جز تو وارد شدند


وَ خَسِرَ المُتَعَرِّضُونَ اِلاَّ لَکَ،

و زیان‌کار شدند کسانى که به غیر از تو رو کردند 


وَ ضاعَ المُلِمُّونَ اِلاَّ بِکَ، 

و تباه گشتند آنان که جز به درگاه تو فرود آمدند


وَ اَجْدَبَ‏ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاَّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ،

و گرفتار قحطى شدند کسانى که جز از فضل تو پوییدند؛


بابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبینَ، 

در خانه‏‌ات به‏ روى مشتاقان باز 


وَ خَیْرُکَ‏ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبینَ،

و خیر و نیکی‌ت‏ به خواستاران عطا شده


وَ فَضْلُکَ مُباحٌ لِلسَّآئِلینَ، 

و فضل و بخشش‌ت براى خواستاران مباح و آزاد است؛ 


وَ نَیْلُکَ مُتاحٌ لِلأمِلینَ،

عطایت براى آرزومندان مهیّاست‏


وَ رِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاکَ، 

و روزی‌ت حتّى براى کسانى که نافرمانی‌ات کنند گسترده است


وَ حِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواکَ، 

و بردباری‌ت حتّى در مورد آن که به دشمنی‌ت‏ برخاسته شامل است؛


عادَتُکَ‏ الْإِحْسانُ اِلَى الْمُسیئینَ وَ سَبیلُکَ الإِبْقآءُ عَلَى الْمُعْتَدینَ، 

شیوه‌ات نیکى به بدکاران است و راه و رسم‌ت زندگى دادن به سرکشان. 


اَللّهُمَ‏ فَاهْدِنى‏ هُدَى الْمُهْتَدینَ، 

خدایا! پس مرا به راه راه‏‌یافتگان ره‌برى کن


وَ ارْزُقْنىِ اجْتِهادَ الْمُجْتَهِدینَ،

و کوشش کوشایان را روزیم کن‏


وَ لاتَجْعَلْنى‏ مِنَ‏ الْغافِلینَ الْمُبْعَدینَ و اغْفِرْلى‏ یَوْمَ‏ الدّینِ‏.

و قرارم مده از بى‌خبرانِ دور شده از دربارت و در روز جزا گناه‌م را بیامرز...



 

پ.ن:

حضرت صادق هر روز می‌خواندندش؛ توی این ماهِ عزیز.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۸ ، ۰۳:۰۶
فاء
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۸ اسفند ۹۷ ، ۱۲:۰۹
فاء

بسم‌الله...

سلام!

+

… فعلاً انقلاب ما هم‌چون تیر زهرآگینی برای همه‌ی مستکبرین درآمده است و یاوری برای همه‌ی مستضعفین جهان …

… ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان هم سر جنگ داریم و در رابطه با این هدف جنگ با صدام یزید مقدمه است …

… در این موقعیت زمانی و مکانی، جنگ ما جنگ اسلام و کفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت، خیانت به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امام زمان (عج) و پشت پا زدن به خون شهداست و ملت ما باید خود را آماده‌ی هر گونه فداکاری بکند …

… در چنین میدان وسیع و این هدف رفیع انسانی و الهی، جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام با خلوص نیت را پیدا کنیم …

در مورد درآمدها، چیزی به آن صورت ندارم و همین بضاعت مزجاه را هم خمس‌ش را داده‌ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگ‌جویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند …

در صورت امکان با لباس سپاه مرا دفن کنید.

درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج)





[شهید حسن باقری]


پ.ن:

خوش به حالِ خمینی که سربازهایی شبیه شما دارد.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۵۳
فاء
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۲ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۱۸
فاء

بسم‌الله...

سلام!

+

ناراحت‌ام؟

بله.

چیزی می‌گویم؟

نه.

متاسفانه با بعضی آدم‌ها به این نقطه رسیده‌ام و خودم هم ازش تعجب می‌کنم و ناراحت‌ترم می‌کند اما راهِ دیگری برای گذراندنِ این برهه به ذهن‌م نمی‌رسد.

ناراحت‌ام و دیگر زمان آن رسیده که بقیه بیایند و بپرسند چرا ناراحت‌ام و آیا آن‌ها درش نقش دارند.

ناراحت‌ام و فکر می‌کنم دیگر نوبت دیگران است که شروع کنند.

ناراحت‌ام و احساس می‌کنم هرچه برای خوب پیش رفتنِ اوضاع باید می‌کردم را کرده‌ام و سهم من دیگر پرداخت شده.

و حالا خیلی وقت است که کسی حرفی نمی‌زند، کسی از ناراحتی و یاس‌م نمی‌پرسد، کسی دیالوگ را شروع نمی‌کند.

همیشه همان شکلی نمی‌شود که ما انتظارش را داریم.

شاید به‌تر باشد بعضی تغییرات را رها کنم و بگذارم‌شان به حالِ خودشان؛ شاید یک روزی بالاخره خودشان درست شدند. شاید هم نه.


باید بنشینم برای آمدنِ کسی دعا کنم که اصلاحِ همه چیز ازش برمی‌آید...



پ.ن:

شاید هم باید راه بروم و دعا کنم.

قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ

ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ لَّکُم بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ

مصحف، سبا، ۴۶

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۷ ، ۰۲:۴۳
فاء