کافه فرزانگان

کاش آن قدری دانش داشته باشیم که جرئت کنیم"بشنویم"

کافه فرزانگان

کاش آن قدری دانش داشته باشیم که جرئت کنیم"بشنویم"

بازنشر نوشته ها نگارنده را خوشحال میکند؛ نیازی به اجازه نیست :)
فقط اگر جایی نوشتیدشان آدرس بدهید که بروم و بخوانم و ذوق زده بشوم :)

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۲ ثبت شده است

http://www.uploadax.com/images/49140413475027629513.jpg
http://www.uploadax.com/images/00231070404428303132.jpg
http://www.uploadax.com/images/60313133774770581760.jpg
http://www.uploadax.com/images/41714673106540952941.jpg
http://www.uploadax.com/images/82184871288932729142.jpg
http://www.uploadax.com/images/49662328901948338282.jpg
 
 
 
 
 
 
 
آمار، امسال، تجربی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۲ ، ۲۰:۳۰
فاء

بسم الله...

 

سلام!

 

+

تصمیم نداشتم به این زودی پست بذارم. میخواستم پوستر چکاد بیشتر این جا بمونه.

ولی ماجرا طور دیگه ای رقم خورد و پیش رفت:

 

امروز توی کلاس اتفاقاتی افتاد که واقعا به این فکر افتادم که ما راجع به خودمان خیلی جاها داریم اشتباه می کنیم.

این که مثلا معلم هایمان هیچ جا پیدا نمی شوند و این جور چیزها.

یا مثلا این که بچه های سمپادی قدرت تشخیص سره و ناسره را از هم دارند.

و خیلی فکر های دیگه که با سماجت خاصی سعی در خوردن و نابود کردن روان من داشتند.

داشتم به زمین و زمان و همه ی آدم ها توی ذهنم انواع و اقسام حرف ها و ویژگی ها را نسبت می دادم و تاسف می خوردم و با غروری که همه ی وجودم را گرفته بود راجع به خودم فکر می کردم.

یک زنگ گذشت.

معلم عزیزِ زنگ بعد وارد کلاس که شد همه ی وجودم یکهو آرامش گرفت.

این معلم عزیز ما بود که کلی مشکل داشت توی زندگیش و شکر خدا از دهنش نمی افتاد.

این معلم عزیز ما بود که با ما می خندید و آب شدن دختر خودش را توی این ۲ سال می دید.

این معلم عزیز ما بود که نگاهش را دوخته بود به نگاه ما و به سئوال هایمان جواب می داد و نگاهمان می کرد و خدا را شکر می کرد که ما، همه سلامتیم.

معلمِ عزیز ما!

من با دیدن هر روزه ی شما آرامش می گیرم.

من شما را که می بینم یاد ایوبِ پیامبر میفتم.

من شما را که می بینم یاد امتحان های ابراهیمِ نبی میفتم.

می شود همیشه همین طور مثل کوه بمانید که شاخ غول غرور من بشکند و حس کنم معلم های مدرسه ی ما هنوز هیچ کجای دیگر پیدا نمی شوند و ...

- " می شود...؟ "

- " و تواصوا بالصبر..."(۱)

 

+

چند وقت پیش یک حدیث توی وبلاگم گذاشتم (آخر این پست) و دیشب بعد از چند ماه از نقل کننده ی حدیث برایم، پرسیدم منبع حدیث را و بالاخره به نتیجه رسیدم. (یک نفس عمیق بعد از خوندن این جمله بکشید! برای جلوگیری از خفگی بر اثر نرسیدن اکسیژن به ریه ها به دلیل طولانی بودن جمله!! )

 نهایت تشکرم را ابراز می کنم به یکی دیگر از معلم های فرزانگان که لطف کردند و وقت گذاشتند و پیدایش کردند:

 

من طلب العلم لیجاری به العلماء أو لیماری به السفهاء أو یصرف به وجوه الناس إلیه، أدخله الله النار.

 

- ترمذی (2654) 

- نهج الفصاحه

 


(۱):مصحف، جزء ۳۰، سوره ی عصر، آیه ی ۵

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۲ ، ۲۰:۳۰
فاء